حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2284

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

به فرهاد برگرداند . از نوشته‌هاى ديوكّاسيوس « 1 » چنين برميآيد ، كه مفاد پيشنهاد پومپه و مهرداد به فرهاد يكى بوده ، بنابراين بايد استنباط كرد ، كه مهرداد هم برگردانيدن دو ولايت مزبور را شرط دخول او بجنگ بهمراهى خود قرار ميداده . اما اينكه چه شده ، كه فرهاد طرفدار پومپه گشته ، اگرچه تصريحى در نوشته‌هاى نويسندگان قديم نيست ، ولى از جريان وقايع ميتوان حدس زد ، كه جهت آن برترى روم بر مهرداد بوده ، زيرا از تاريخ معلوم است ، كه چون سرداران رومى مانند لوكولّوس و ديگران ، كه قبل از پومپه بآسياى صغير آمده بودند ، نتوانستند از عهدهء مهرداد برآيند ، سناى روم پومپه را بجنگ او فرستاد و پومپه سردارى بود نامى . با ورود او و جنگى ، كه با مهرداد كرد ، معلوم شد ، كه بالاخره نسيم فتح بپرچم كدام طرف خواهد ورزيد . با اينوضع روشن است ، كه سياست به فرهاد اجازه نميداده با طرفى ، كه بالاخره برترى خواهد يافت ، درافتد . بهرحال فرهاد به پومپه وعده داد ، كه اگر او مهرداد را در فشار گذارد ، فرهاد هم تيگران را در ارمنستان مشغول خواهد داشت . مقارن اين احوال پسر ارشد تيگران پادشاه ارمنستان ، كه نيز تيگران نام داشت ، با برادرش بر پدرش ياغى شد و ، چون شكست خورد ، بدربار فرهاد پناهنده گرديد . او از موقع استفاده كرده تيگران جوان را خوب پذيرفت و دخترش را به او داده با قشونى بارمنستان فرستاد . بدين ترتيب جنگ درونى در اين مملكت شروع گرديد . فرهاد به اين جنگ دامن ميزد ، زيرا يقين داشت ، كه با ايجاد دو دستگى در ارمنستان بهتر ميتواند تعهّدات خود را نسبت بروم بجا آرد . بعد وقتى كه جنگ بين پدر و پسر در ارمنستان درگرفت ، فرهاد با قشونى بكمك تيگران جوان رفته شهر آرتاكساتا پاىتخت ارمنستان را ، محاصره كرد و تيگران پير فرار كرده بكوهستان رفت ( آرتاكساتا مصحّف اردشاد است . گويند اين شهر را ارامنه در 180 ق . م بنصيحت هان‌نىبال سردار نامى قرطاجنه بنا كرده بودند و در كنار شمالى رود ارس واقع بود ، بعضى آن را با

--> ( 1 ) - Dio Cassius .